به «جزیره تنهایی من» خوش آمدید.مدتها بود که تصمیم داشتم حرفهای از سر دلتنگی و تنهاییم را با دیگران در میان بگذارم و چه جایی بهتر از اینجا : «یک جزیره در وسط اقیانوس پهناور دنیای مجازی » ، گم شده در میان انبوه تنهایی و فراموشی.جایی که از شر مزاحمان در امان هستی و با خیال راحت می توانی برای لحظه های باارزش تنهاییت برنامه ریزی کنی .
برای رساندن پیغام به من، فقط کافی است پیغامتان را داخل یک بطری خالی (مثل بطری دلستر لیمویی) بگذارید و آن را به دست امین اقیانوس بسپارید. اقیانوس آن را به من خواهد رساند.اقیانوس برخلاف خیلی از ماها ، بسیار امانتدار است و سرش برود قولش نمی رود! در هر صورت از دیدن بطریهای حاوی پیغامهای شما در ساحل جزیره ، خوشحال می شوم.
من نمی دانم چرا همه کسانی که تک و تنها در یک جزیره زندگی می کنند، یا مجبور به زندگی در آن می شوند، بخشی از اسمشان «رابینسون» است؛ مثل رابینسون کروزوئه و خانواده دکتر رابینسون (کارتون خانواده دکتر ارنست را که حتماً دیدید).ولی من هیچ نسبتی با رابینسون ها ندارم! شما می توانید من را جزیره نشین بنامید.
منتظر پیغامتان هستم.
فعلاً بای. |