تبليغاتX
جزیره تنهایی من
«جزیره تنهایی من»
بهتر آن است که برخیزم ، رنگ را بردارم ، روی تنهایی خود ؛ نقشه مرغی بکشم.
فراکتال
fractal

در کاربرد محاوره ای ، یک فراکتال ، یک شکل هندسی چندپاره یا ناهموار است که می تواند به بخشهایی تقسیم شود که هر کدام از آنها (حداقل به طور تقریبی) یک کپی کاهش یافته از لحاظ اندازه، از کل شکل می باشد.این اصطلاح در سال 1975 توسط بنوا مندلبرات ابداع شده و از واژه لاتین fractus به معنی شکسته یا گسیخته مشتق شده است.

یک فراکتال به عنوان یک شکل هندسی ، به طور کلی خصوصیات زیر را داراست :

  • دارای ساختاری ظریف در مقیاسهای کوچک دلخواه است.
  • بی قاعده تر از آن است که با زبان سنتی هندسه اقلیدسی ، بسادگی توصیف شود.
  • خود مشابه است(حداقل به طور تقریبی یا تصادفی).
  • دارای بعد Hausdorff است که بزرگتر از بعد مکانی(توپولوژیک) آن است (گرچه این شرط توسط منحنی های پرکننده فضا مانند منحنی هیلبرت برآورده نمی شود).
  • دارای یک تعریف ساده و بازگشتی می باشد.

از آنجاییکه فراکتالها در تمام سطوح بزرگنمایی ، مشابه به نظر می رسند ، فرض می شود که بطور نامحدودی پیچیده اند(در اصطلاح غیر رسمی).اشیای طبیعی که تا حدودی به فراکتالها تقریب زده می شوند عبارتند از : ابرها ، رشته کوهها ، صاعقه ، خطوط ساحلی و برفدانه ها.با این حال ، تمام اشیای خودمشابه فراکتال نیستند ؛ برای مثال خط حقیقی (یک حط راست اقلیدسی) ظاهراً خودمشابه است اما سایر مشخصات فراکتال را دارا نیست.

ایجاد فراکتال

سه تکنیک معمول برای ساخت فراکتال عبارتند از :

  • فراکتالهای زمان-گریز : این فراکتالها با یک رابطه بازگشتی در هر نقطه در فضا تعریف می شوند(مانند صفحه مختلط).مثالهایی از این نوع عبارتند از مجموعه مندلبرات ، مجموعه جولیا و فراکتال کشتی شعله ور و فراکتال لیاپونوف.
  • سیستم توابع تکراری : این فراکتالها یک قاعده جایگزینی هندسی ثابت دارند.مجموعه کانتور ، فرش سیرپینسکی ، منحنی پینو ، برفدانه کخ ، مربع T ، اسفنج منگر برخی از مثالهای این نوع فراکتال هستند.
  • فراکتالهای تصادفی : به جای فرایندهای قطعی ، با فرایندهای تصادفی ساخته می شوند.

طبقه بندی فراکتالها

فراکتالها می توانند برحسب خودتشابهیشان نیز طبقه بندی شوند.سه نوع خود تشابهی در فراکتالها یافته می شود :

  • خودتشابهی دقیق (کامل) : قویترین نوع خودتشابهی است؛فراکتال در مقیاسهای مختلف یکسان ظاهر می شود.فراکتالهای تعریف شده بوسیله سیستم توابع تکراری،اغلب خودتشابهی دقیق را نشان می دهند.
  • شبه خودتشابهی(نیمه خودتشابهی) : یک حالت ناکامل از خودتشابهی است؛فراکتال در مقیاسهای مختلف ،تقریباً (نه دقیقاً) یکسان ظاهر می شود.فراکتالهای تعریف شده بوسیله روابط بازگشتی،معمولاً شبه خودتشابهند ولی خودتشابه کامل نیستند.
  • خودتشابهی آماری : ضعیفترین نوع خودتشابهی است؛فراکتال اندازه های عددی یا آماری دارد که در سرتاسر مقیاسها حفظ می شوند.بیشتر تعاریف عوامانه متعارف فراکتال،بر شکلی از خودتشابهی آماری دلالت می کند. فراکتالهای تصادفی نمونه هایی از فراکتالهایی هستند که به شکل آماری خودمشابه هستند ؛ اما خودمشابه کامل یا شبه خودمشابه نیستند.

فراکتالها در طبیعت

فراکتالهای تقریبی، بسادگی در طبیعت یافت می شوند.این اشیا ساختاری خودمشابه در یک امتداد؛ اما در بازه مقیاس محدودی را نشان می دهند.مثالها عبارتند از: ابرها،برفدانه ها،کریستالها،رشته کوهها،صاعقه،شبکه رودخانه ها،گل کلم یا براکلی(نوعی کلم) وسیستم گردش خون (رگهای خونی) و رگهای ریوی.

درختان و سرخسها،فراکتالهای طبیعی هستند و می توانند بر روی یک کامپیوتر و با استفاده از یک الگوریتم بازگشتی مدلسازی شوند.این طبیعت بازگشتی در این مثالها مشهود است-یک شاخه از یک درخت یا ساقه یک سرخس،نسخه المثنایی از کل است؛هرچند نه یکسان اما در طبیعت همانند آن.

فراکتالها در هنر

الگوی فراکتالها در نقاشیهای هنرمند آمریکایی؛جکسون پولاک یافت شده است.در حالیکه به نظر می رسد نقاشیهای پولاک مرکب از قطرات نامنظم و آشفته است،تحلیل کامپیوتری،الگوی فراکتالها را در کار او یافته است.

فراکتالها در هنر و معماری آفریقایی نیز رایج است.خانه های مدور در دایره هایی از دایره ها ظاهر می شوند؛خانه های مستطیلی در مستطیلهایی از مستطیلها و مانند آنها.چنین الگوهای مقیاس بندی،در منسوجات،مجسمه سازی و پیکرتراشی آفریقایی نیز دیده می شود.

کاربردها

همانطوریکه تشریح شد،فراکتالهای تصادفی می توانند جهت توصیف بسیاری از اشیای نامنظم دنیای واقعی،بکار روند.سایر کاربردهای فراکتالها عبارتند از:

  • طبقه بندی اسلایدهای امراض بافتی در پزشکی
  • آنزیم-آنزیم شناسی
  • تولید موسیقی نو
  • تولید شکلهای مختلف هنر
  • فشرده سازی سیگنال و تصویر
  • زلزله شناسی
  • طراحی بازیهای ویدیویی و کامپیوتری
  • آنتنهای فراکتال
  • تی شرتهای نئوهیپیها و سایر مدها
  • تولید الگوهای استتار
  • ساعت آفتابی دیجیتال

و ...

snowflake

برای ساخت یک برفدانه کخ،با یک مثلث متساوی الاضلاع شروع کنید و ثلث میانی از هر پاره خط را با یک جفت پاره خط که یک برآمدگی متقارن را شکل می دهد،جایگزین کنید.سپس جایگزینی مشابهی را به طور نامحدودی بر روی هر پاره خط شکل حاصل از مرحله قبل، اعمال کنید.با هر تکرار،محیط شکل با ضریب 3/4 افزایش می یابد.برفدانه کخ،نتیجه تعداد نامتناهی از این تکرارهاست و طولی نامتناهی دارد؛در حالیکه مساحت آن متناهی باقی می ماند.به همین دلیل،برفدانه کخ و ساختارهای مشابه آن،گاهی "منحنی های هیولایی" نامیده می شوند.

نوشته شده در تاریخ دوشنبه دهم دی 1386 به قلم جزیره نشین تنهایی |

نظرخواهی

سلام دوستان

در پست قبلی شعری از تی.اس.الیوت را نوشتم . می خواستم نظر و برداشتتان را از این شعر جویا شوم. دوستانی که مایلند نظر بدهند، می توانند نظرات خودشان را بنویسند. برداشت شما از این شعر برایم خیلی مهم است و از دیدن و خواندن نظرات شما خوشحال می شوم.

با تشکر

نوشته شده در تاریخ چهارشنبه هفتم آذر 1386 به قلم جزیره نشین تنهایی |

آشنایی با یک شاعر

Image Hosted by Free picture image hosting at Free-Picture-Host.com 

 

تی.اس.الیوت

برنده جایزۀ نوبل ادبیات در سال 1948

توماس استرنز الیوت (1965 - 1888) ، در سنت لوییس میسوری در خانواده ای قدیمی از نیوانگلند ، چشم به جهان گشود. در هاروارد تحصیل کرد و تحصیلات تکمیلی در فلسفه را در سوربن ، هاروارد و دانشگاه مرتون، آکسفورد به پایان رسانید.

هنگامی که برای مدتی مدیر مدرسه و کارمند بانک و عاقبت ویراستار ادبی خانه انتشاراتی Faber & Faber  بود که بعدها معاون آن شد ، در انگلستان سکنی گزید.

او نشریه ادبی منحصر بفرد و نافذ Criterion را بنیان نهاد و در طول 17 سال (1939 – 1922) از انتشار آن ، ویرایش آن را بعهده داشت. در 1927 ، الیوت ، یک شهروند بریتانیایی شد و تقریباً در همان زمان ، به عضویت کلیسای انگلستان درآمد.

الیوت یکی از جسورترین بدعت گذاران فن شعر در قرن بیستم به شمار می رود. او بدون تقابل با عامه مردم و در واقع با خود زبان ، از عقیدۀ خود مبنی بر اینکه شعر باید ما را به سوی نمایش پیچیدگیهای تمدن مدرن در زبان رهنمون شود و اینکه چنین نمایشی لزوماً منجر به شعری دشوار می شود ، متابعت کرده است.

علیرغم این دشواری ، تأثیر او بر عبارات شعری مدرن ، چشمگیر است.

***

من از آن دسته افرادی هستم که معتقدند نمی توان و نباید شعر را ترجمه کرد. مفاهیمی که در یک شعر نهفته است ، روح آن شعر به شمار می رود و زبان مبدأ ، قالب و جسم آن. نمی توان مفاهیم را از قالب جدا کرد زیرا به روح شعر خدشه وارد می شود. تصورش را بکنید که بخواهیم شعر حافظ را به زبانی دیگر ترجمه کنیم. مترجم هر قدر هم که زبردست باشد ، فقط می تواند لفظ شعر را منتقل و تبدیل کند و در این میان ، مفهوم فدای لفظ می شود.

به همین دلیل شعری را که از الیوت انتخاب کردم ، بدون ترجمه و به زبان اصلی در اینجا می آورم. مطمئنم با خواندن آن به زبان اصلی ، مطالب بیشتری دستگیر خواننده می شود تا اینکه ترجمه آن را بیاورم ؛ آن هم با ترجمه ضعیف و ناقص خودم. بنابراین خواننده مختار است شعر را به دلخواه خودش ترجمه و تفسیر کند.

نام شعر « The Journey of the Magi» است و در سال 1927 سروده شده است.

 

The Journey of the Magi
'A cold coming we had of it,
Just the worst time of the year
For the journey, and such a long journey:
The ways deep and the weather sharp,
The very dead of winter.'
And the camels galled, sore-footed, refractory,
Lying down in the melting snow.
There were times we regretted
The summer palaces on slopes, the terraces,
And the silken girls bringing sherbet.
Then the camel men cursing and grumbling
And running away, and wanting their liquor and women,
And the night-fires going out, and the lack of shelters,
And the cities hostile and the towns unfriendly
And the villages dirty and charging high prices:
A hard time we had of it.
At the end we preferred to travel all night,
Sleeping in snatches,
With the voices singing in our ears, saying
That this was all folly.

Then at dawn we came down to a temperate valley,
Wet, below the snow line, smelling of vegetation;
With a running stream and a water-mill beating the darkness,
And three trees on the low sky,
And an old white horse galloped away in the meadow.
Then we came to a tavern with vine-leaves over the lintel,
Six hands at an open door dicing for pieces of silver,
And feet kicking the empty wine-skins,
But there was no information, and so we continued
And arrived at evening, not a moment too soon
Finding the place; it was (you may say) satisfactory

All this was a long time ago, I remember,
And I would do it again, but set down
This set down
This: were we led all that way for
Birth or Death? There was a Birth, certainly,
We had evidence and no doubt. I had seen birth and death,
But had thought they were different; this Birth was
Hard and bitter agony for us, like Death, our death,
We returned to our places, these Kingdoms,
But no longer at ease here, in the old dispensation,
With an alien people clutching their gods.
I should be glad of another death.

    -- T. S. Eliot

نوشته شده در تاریخ چهارشنبه چهاردهم شهریور 1386 به قلم جزیره نشین تنهایی |

فردا ، فردا ، امروز نه!

چه تهی ، چه بی رو و رنگ و چه پیش پا افتاده است بیش و کم هر روزی که می گذرد ، و چه رد ناچیزی از خود به جا می گذارد! چه پوچ و چه احمقانه است هر ساعتی که از پی ساعت دیگر می شتابد!

با اینهمه آدمی دوست دارد که زندگی کند . زندگی را عزیز می شمارد ، بدان امید می بندد ، به خود و به آینده امید می بندد. آه ، چه نیکیها که از آینده چشم ندارد!

اما چگونه است که می اندیشد روزهای دیگر ، روزهای پی آیند ، چیزی جز این خواهند بود که هم اینک سپری شده؟

نکته این است که هرگز چنین اندیشه ای نمی کند و اساساً با رغبت به چیزی نمی اندیشد و کارش نیز درست و بجاست.

خود را تسلی می دهد و می گوید :«بسیار خوب ، فردا ، فردا». تا که فردا او را به گور می برد.

و چون آدمی در گور خوابید ، پس اندیشیدن به خودی خود زایل می گردد.

 

ایوان تورگنیف-مه ۱۸۷۹

نوشته شده در تاریخ سه شنبه سیزدهم شهریور 1386 به قلم جزیره نشین تنهایی |

حکایت : انرژی هسته ای

اندر مفاید(!؟) انرژی هسته ای

آورده اند که روزی شیخ ما -رحمه الله علی تعالی- با مریدان در دیهی همی رفتی و خلق به دیدن ایشان شاد همی گشتندی.

جوانی بر شیخ آمدی و گفتی کای شیخ: روحی فداک ، مفاید انرژی هسته ای چه باشد که خلق روی بدان همی آرند؟شیخ بگفت جوان را : انرژی هسته ای را مفاید باشد بی شمار ، کدام گویم؟ جوانک گفتا : شیخ بهتر داند.

شیخ گفتا : انرژی هسته ای را قدری باشد عظیم، آنکه سوخت فسیلی محدود باشد و انرژِی سخت مورد نیاز ، و استفاده صلح آمیز از آن مطلوب ما باشد. این انرژی اندر صناعت (صنایع) و فلاحت (کشاورزی) و طبابت (پزشکی) و غیره کاربرد دارد و ما را به آن نیاز باشد.

جوان بگفت : پس از انرژی هسته ای مقاصد نظامی و جنگی ندارید و بمب هسته ای نخواهید ساخت؟

شیخ محکم پاسخ بداد : عمراً!

مریدان از اطلاعات عمومی و پاسخ شیخ کف بُر شدندی و آنان را حالتی دست بدادی و نعره بزدندی و گریبان پاره بکردندی و پس از این حکایت شیخ سالها بزیست.

نوشته شده در تاریخ سه شنبه سیزدهم شهریور 1386 به قلم جزیره نشین تنهایی |

پاییز

پاییز

روزها سرد و ملال انگیز،

آسمان تاریک و غم باران،

ماه و مهر از دیده ها پنهان،

سایه ها لرزان و دهشتناک،

رنگها غمگین و از بی حالتی لبریز،

برگها مرده،

شاپرکها ، چلچله ها ، زار و افسرده،

قاصدکها هم اسیر باد،

بادها آزاد!

پس کجایی ای بهار شاد و شورانگیز؟

از تو نفرت دارم ای پاییز!

 

پاییز

 

 

شنبه ۱۰ شهریور ۱۳۸۶

نوشته شده در تاریخ شنبه دهم شهریور 1386 به قلم جزیره نشین تنهایی |

جاودانیها

جاودانیها،

خواب را آشفته می کردند،

خوابهای خوب را آشفته می کردند،

ما،

سالیان سال،

خوابهای آبی و آشفته می دیدیم،

گاهگاهی شعر می گفتیم،

گاهگاهی سیب می چیدیم.

برگ زیتون پاسخ دست عطشناکی نخواهد شد،

ای کبوترها!

ای کبوترهای من دیر است،

جاودانیها کجا رفتند؟

سیل بیداری سرازیر است...

م.طهوری

نوشته شده در تاریخ جمعه نهم شهریور 1386 به قلم جزیره نشین تنهایی |

یک مقایسه ساده
مطلب زیر ، نوشته یک روزنامه نگار پاکستانی است . متن ، گویای همه چیز است.اگر احیاناْ خدشه ای از لحاظ دستوری مشاهده شد، از ترجمه ناقص من است.آمار و ارقام ،عین نوشته اصلی درج شده و هیچ مسئولیتی در قبال صحت آن به عهده اینجانب نیست.

آیا می دانید که چرا یهودیان اینقدر در جهان قدرتمند هستند؟

مطلب زیر را بخوانید تا بدانید.

چرا یهودیان اینقدر قدرتمندند؟ نوشته: دکتر فرخ سلیم

نویسنده ، یک روزنامه نگارمستقل اسلام آبادی است.

چرا یهودیان اینقدر قدرتمندند؟

در تمام دنیا تنها 14میلیون یهودی وجود دارد ؛ هفت میلیون در آمریکا، پنج میلیون در آسیا، دو میلیون در اروپا و یکصد هزار نفر در آفریقا.

در برابر هر یهودی در دنیا ، یکصد نفر مسلمان وجود دارد.با اینحال یهودیان بیشتر از یکصد برابر قدرتمندتر از تمام مسلمانان هستند.آیا هرگزمتعجب نشده اید که چرا؟

عیسای ناصری یهودی بود. آلبرت اینشتین ، بانفوذترین و تأثیرگذارترین دانشمند تمام دوران و «مرد قرن» به انتخاب مجله تایم ، یک یهودی بود.زیگموند فروید ، پدر روانکاوی یک یهودی بود. به همین ترتیب کارل مارکس، پل ساموئلسون و میلتون فریدمن .اینها عده دیگری از یهودیانی هستند که حاصل خرد و روشنفکریشان ، به تمام بشریت رسیده است :

بنجامین روبین سرنگ واکسیناسیون را به بشر ارزانی داشت. یوناس سالک اولین واکسن فلج اطفال را تهیه کرد.آلبرت سابین واکسن فلج اطفال مؤثر و بهبود یافته را تهیه کرد. گرترود الیون ، داروی مبارزه با سرطان خون را به ما هدیه کرد. باروخ بلومبرگ ، واکسیناسیون هپاتیت بی را مهیا کرد. پل الریخ ، درمان سیفیلیس را کشف کرد (سیفیلیس : یک بیماری مسری جنسی).الی مچنیکوف ، یک جایزه نوبل را در بیماریهای عفونی بدست آورد.برنارد کاتز، یک جایزه نوبل را در انتقال عصبی-عضلانی کسب کرد.آندرو شالی ، برنده جایزه نوبل در غدد ترشح کننده داخلی شد (اختلال سیستم غدد درون ریز؛ دیابت ،پرکاری تیروئید).آرون بک ، درمان شناختی را کشف کرد (روان درمانی برای معالجه اختلالات روانی ، افسردگی و فوبیا). گرگوری پینکاس ، اولین قرص ضد حاملگی خوراکی را تهیه کرد. جورج والد ، یک جایزه نوبل به خاطر پیشبرد دانش و ادراک ما از چشم انسان ، کسب کرد. استنلی کوهن ، برنده یک جایزه نوبل در جنین شناسی (مطالعه جنینها و رشد آنها) شد. ویلم کولف ، با ماشین دیالیز کلیه مطرح شد.

در طول 105 سال گذشته ، 14 میلیون یهودی ، 15 دوجین از جوایز نوبل را کسب کرده اند در حالی که تنها 3 جایزه نوبل توسط 4/1 میلیارد مسلمان کسب شده است(غیر از جوایز صلح). چرا یهودیان اینقدر قدرتمندند؟

استنلی میزور ، اولین تراشه میکرو پروسسور (ریزپردازنده) را اختراع کرد. لئو سیلارد ، اولین راکتور هسته ای زنجیره ای را ساخت. پیتر شولتز ، کابل فیبر نوری ؛ چارلز آدلر ، چراغ راهنما ؛ بنو استراوس ، فولاد ضد زنگ ؛ آیسادور کایسی ، سینمای مصوت (همراه با صدا) ؛ امیل برلینر ، میکروفون (دهنی) تلفن و چارلز گینسبورگ ، ضبط نوار ویدئویی.

سرمایه داران شهیر در دنیای تجارت که به مذهب یهودیت تعلق دارند عبارتند از رالف لورن (Polo) ، لویس استراوس (Levi’s jeans)، هوارد شولتز (Starbuck's)،سرگی برین (Google)، میشل دل (Dell computers)، لری الیسون (Oracle)، دونا کاران (DKNY)، ایرو روبینز (Baskins & Robbins) و بیل روزنبرگ (Dunkin Donuts).

ریچارد لوین، رئیس دانشگاه یال ، یک یهودی است. همچنین هنری کیسینجر(وزیر آمریکایی)،آلن گرینسپن(رئیس مجلس در دوران ریگان،بوش،کلینتون و بوش) ، جوزف لیبرمن ، مادلین آلبرایت (وزیر آمریکایی) ، کاسپر وینبرگر (وزیر دفاع آمریکا) ، ماکسیم لیتوینوف (وزیر امور خارجه شوروی سابق) ، دیوید مارشال (نخست وزیر سنگاپور) ، ایساک ایساکس (فرماندار کل استرالیا) ، بنجامین دیسرایلی (سیاستمدار و نویسنده بریتانیایی) ، یوگنی پریماکوف (نخست وزیر روسیه) ، بری گلدواتر، خورخه سامپایو (رئیس جمهور پرتغال) ، جان دویچ (مدیر سیا) ، هرب گری (قائم مقام نخست وزیر کانادا) ، پیر مندز (نخست وزیر فرانسه) ، مایکل هوارد (وزیر کشور بریتانیایی) ، برونو کریسکی (صدر اعظم اتریش) و روبرت روبین (وزیر خزانه داری آمریکا) نیز یهودی هستند.

در عرصه رسانه ، یهودیان سرشناس شامل وولف بلیتزر (CNN) ، باربارا والترز (ABC News) ، یوجین مه یر (واشینگتن پست) ، هنری گرونوالد (سر ویراستار تایم) ، کاترین گراهام (ناشر واشینگتن پست) ، جوزف للیلد (ویراستار اجرایی ، نیویورک تایمز) و ماکس فرانکل (نیویورک تایمز) می باشند.

آیا می توانید نوعدوست ترین نیکوکار در طول تاریخ جهان را نام ببرید؟

نامش جورج سوروس است ، یک یهودی ، که تاکنون بیش از 4 میلیارد دلار اهدا کرده که بیشتر آن برای کمک به دانشمندان و دانشگاههای سراسر دنیا صرف شده است.

پس از جورج سوروس ، والتر آننبرگ ، یک یهودی دیگر، قرار دارد که یکصد کتابخانه را با بخشش تقریباً 2 میلیارد دلار ساخته است.

در المپیکها ، مارک اسپیتز ، با بردن هفت مدال طلا ، یک رکورد ثبت کرد. لنی کرایزلبرگ برنده سه مدال طلای المپیک است. اسپیتز، کرایزلبرگ و بوریس بکر همه یهودیند.

آیا می دانستید که هریسون فورد ، جورج برنز ، تونی کورتیس ، چارلز برنسون ، ساندرا بولاک ، بیلی کریستال ، وودی آلن ، پل نیومن ، پیتر سلرز ، داستین هافمن ، مایکل داگلاس ، بن کینگزلی ، کرک داگلاس ، گلدی هاون ، کری گرانت ، ویلیام شاتنر ، جری لوییس و پیتر فالک همه یهودیند؟

حقیقت امر این است که خود هالیوود به دست یک یهودی بنیان نهاده شد. در بین کارگردانها و تهیه کننده ها ، استیون اسپیلبرگ ، مل بروکس ، الیور استون ، آرون اسپلینگ (بورلی هیلز 90210) ، نیل سیمون ، آندرو واینا (رامبو 1/2/3) ، مایکل مان ، میلوس فورمن (پرواز بر فراز آشیانه فاخته) ، داگلاس فیربنکس (دزد بغداد) و ایوان ریتمن همگی یهودیند.

جهت اطمینان ، واشینگتن پایتختی مهم است و در واشینگتن لابی ای که از اهمیت برخوردار است ، انجمن امور عمومی اسراییل آمریکایی یا AIPACاست.

واشنگتن می داند که اگر نخست وزیر ایهود اولمرت کشف می کرد که زمین صاف است ، AIPAC ، یکصدو نهمین کنگره را واداربه تصویب مصوبه ای جهت قدردانی از اولمرت به خاطر این اکتشاف می کرد.

ویلیام جیمز سیدیس ، با ضریب هوشی 300-250 ، تابناکترین و هوشمندترین بشری است که تاکنون وجود داشته است.

حدس بزنید که او به چه دینی تعلق داشت؟

سئوال : حالا، چرا یهودیان اینقدر قدرتمندند؟

جواب : آموزش و پرورش.

چرا مسلمانان اینقدر کم توانند؟

بطور تخمینی در حدود 1476233470 مسلمان برسطح سیاره زمین قرار دارند: یک میلیارد در آسیا ، 400 میلیون در آفریقا ، 44 میلیون در اروپا و شش میلیون در آمریکا.

یک پنجم تمام انسانها ، مسلمانند ؛ به ازای هر نفر هندو ، دونفر مسلمان وجود دارد ، در مقابل هر نفر بودایی ، دو نفر مسلمان و در برابر هر نفر یهودی ، یکصد نفر مسلمان وجود دارد. هیچ فکر کرده اید که چرا مسلمانان اینقدر ضعیفند؟ دلیلش اینجاست:

57 کشورعضو در سازمان کنفرانس اسلامی (OIC) عضویت دارند ، و تمام آنها بر روی هم در حدود 500 دانشگاه دارند ؛ یک دانشگاه به ازای هر سه میلیون مسلمان.

ایالات متحده 5758 دانشگاه و هند 8407 دانشگاه دارند.در سال 2004 ، دانشگاه شانگهای جیائو تونگ ، یک «رده بندی علمی دانشگاههای جهان» را گردآوری کرد ، وهیچ دانشگاهی از کشورهای با اکثریت جمعیت مسلمان ، در جمع 500 دانشگاه برتر قرار نداشت.

مطابق اطلاعاتی که توسط UNDP جمع آوری شده است ، درصد باسوادی در دنیای مسیحیت ، در حدود 90 درصد می باشد و 15 کشور با اکثریت جمعیت مسیحی دارای نرخ باسوادی 100 درصد بوده اند. یک کشور با اکثریت جمعیت مسلمان ، در بالاترین حالت تمایز (کنتراست) ، میانگین نرخ باسوادی در حدود 40 درصد داشته و هیچ کشوربا اکثریت جمعیت مسلمان ، با نرخ باسوادی 100 درصد وجود ندارد.

حدود 98 درصد از باسوادان در دنیای مسیحیت ، مقطع ابتدایی (دبستان) را به پایان رسانده اند در حالی که کمتر از 50 درصد از باسوادهای دنیای اسلام همین مقطع را به پایان برده اند. در حدود 40 درصد از باسوادان در دنیای مسیحیت ، دانشگاه رفته اند در صورتی که کمتراز دو درصد از باسوادان در دنیای اسلام دانشگاه دیده اند.

کشورهای دارای اکثریت جمعیت مسلمان ، 230 دانشمند به ازای هر یک میلیون مسلمان دارند. ایالات متحده ، 4000 دانشمند به ازای هر میلیون نفر و ژاپن 5000 دانشمند به ازای هر یک میلیون نفر دارند.

در سراسر دنیای عرب ، تعداد کل محققان تمام وقت ، 35000 نفراست و تنها 50 تکنیسین به ازای هر یک میلیون عرب وجود دارد (در دنیای مسیحیت ، تا 1000 تکنیسین به ازای هر یک میلیون نفر وجود دارد).

گذشته از این ، دنیای اسلام 2/0 درصد ازGDP اش را برای تحقیق و توسعه ، صرف می کند در حالی که دنیای مسیحیت درحدود 5 درصد GDP اش را صرف می کند.

نتیجه: دنیای اسلام در ظرفیت تولید علم ، کمبود دارد.

تعداد روزنامه ها در ازای هر 1000 نفر و تعداد عنوانهای کتاب به ازای هر میلیون نفر ، دو شاخص گسترش و نشر علم و آگاهی در یک جامعه هستند.

در پاکستان ، 23 روزنامه به ازای هر 1000 نفر پاکستانی وجود دارد در حالی که نرخ مشابه در سنگاپور 360 است.

در بریتانیا ، تعداد عنوانهای کتاب به ازای هر میلیون نفر ، 2000 است در حالی که نرخ مشابه آن در مصر 20 است.

نتیجه : دنیای اسلام در نشر علم شکست خورده است.

صادرات محصولات دارای تکنولوژی عالی ، به صورت درصدی از کل صادرات ، یک شاخص مهم برای کاربرد علم است.

صادرات پاکستان در زمینه محصولات با تکنولوژی عالی به صورت درصدی از کل صادرات ، یک درصد است.

نرخ مشابه برای عربستان سعودی 3/0 درصد است ؛ کویت ، مراکش و الجزایر همگی 3/0 هستند در حالی که در مورد سنگاپور 58 درصد است.

نتیجه : دنیای اسلام در بکارگیری علم ، شکست خورده است.

چرا مسلمانان اینقدر کم توانند؟

زیرا علم تولید نمی کنند.

چرا مسلمانان اینقدر کم توانند؟

زیرا علم را منتشر نمی کنند.

چرا مسلمانان اینقدر کم توانند؟

زیرا علم را بکار نمی گیرند.

و آینده به جوامع مبتنی بر علم تعلق دارد.

جالب توجه است که GDP ترکیبی سالیانه 57 کشور OIC ، زیر 2 تریلیون دلار است.

آمریکا به تنهایی ، کالاها و خدماتی با ارزش 12 تریلیون دلار تولید می کند ؛ چین 8 تریلیون دلار ؛ ژاپن 8/3 تریلیون دلار و آلمان 4/2 تریلیون دلار.

عربستان غنی از نفت ، امارات متحده عربی ، کویت و قطر ، در مجموع ، کالا و خدماتی (بیشتر نفتی) به ارزش 500 میلیارد دلار تولید می کنند ؛ اسپانیا به تنهایی کالا و خدماتی به ارزش بیش از 1 تریلیون دلار تولید می کند ، لهستان کاتولیک 489 میلیارد دلار و تایلند بودایی 545 میلیارد دلار ( GDPمسلمانان به شکل درصدی ازGDP جهانی، به سرعت کاهش می یابد).

خوب ، چرا مسلمانان اینقدر کم توانند؟

جواب : وجود کمبود در آموزش و پرورش. نامناسب بودن کیفیت آموزش و پرورش. فراگیر نبودن آموزش و پرورش از جهت جامع و مفید بودن آن.

نوشته شده در تاریخ چهارشنبه سی و یکم مرداد 1386 به قلم جزیره نشین تنهایی |

به جای پست اول

به «جزیره تنهایی من» خوش آمدید.مدتها بود که تصمیم داشتم حرفهای از سر دلتنگی و تنهاییم را با دیگران در میان بگذارم و چه جایی بهتر از اینجا : «یک جزیره در وسط اقیانوس پهناور دنیای مجازی » ، گم شده در میان انبوه تنهایی و فراموشی.جایی که از شر مزاحمان در امان هستی و با خیال راحت می توانی برای لحظه های باارزش تنهاییت برنامه ریزی کنی .

برای رساندن پیغام به من، فقط کافی است پیغامتان را داخل یک بطری خالی (مثل بطری دلستر لیمویی) بگذارید و آن را به دست امین اقیانوس بسپارید. اقیانوس آن را به من خواهد رساند.اقیانوس برخلاف خیلی از ماها ، بسیار امانتدار است و سرش برود قولش نمی رود! در هر صورت از دیدن بطریهای حاوی پیغامهای شما در ساحل جزیره ، خوشحال می شوم.

من نمی دانم چرا همه کسانی که تک و تنها در یک جزیره زندگی می کنند، یا مجبور به زندگی در آن می شوند، بخشی از اسمشان «رابینسون» است؛ مثل رابینسون کروزوئه و خانواده دکتر رابینسون (کارتون خانواده دکتر ارنست را که حتماً دیدید).ولی من هیچ نسبتی با رابینسون ها ندارم! شما می توانید من را جزیره نشین بنامید.

منتظر پیغامتان هستم.

فعلاً بای.

نوشته شده در تاریخ شنبه بیست و هفتم مرداد 1386 به قلم جزیره نشین تنهایی |